بسمه تعالی

إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ

جان‌باختن و به خون غلطیدن هزاران نفر از شهروندان عزیز، و قطع عضو، نابینایی و مجروح شدن شمار فراوانی از هم‌وطنان عزیزمان در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، داغی سنگین بر دل هر انسان آزاده و وجدان بیدار نهاده است. این مصیبت تلخ و جانکاه را به محضر حضرت ولی‌عصر (عج) و عموم مردم شریف ایران، به‌ویژه خانواده‌های داغدار و آسیب‌دیده، تسلیت عرض کرده و ازدرگاه خداوند متعال برای آنان صبر و اجر وبرای افرادبه خون غلطیده رحمت وغفران الهی وبرای مصدومان وبیماران سلامتی مسئلت می‌نمایم.

در ابتدای سخن، لازم می‌دانم تصریح کنم که این واقعه اسفناک، صرفاً یک حادثه امنیتی نیست؛ بلکه نشانه‌ای آشکار از انباشت خطاها، بی‌تدبیری‌ها و هشدارهای ناشنیده‌ای است که سال‌ها بر زمین مانده و مورد غفلت قرار گرفته است.

در طول سالیان گذشته، این‌جانب وبسیاری از دردمندان و نخبگان حوزه علمیه بارها و بارها ـ به‌صورت رسمی و غیررسمی ـ در نامه‌ها و بیانیه‌های مختلف، با نیت خیرخواهی و دلسوزی هشدار داده‌ایم که وضعیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور مناسب نیست. فقر گسترده، فساد ساختاری، تورم افسارگسیخته، تبعیض، رانت، و ضعف تدبیر در لایه‌های گوناگون حکمرانی، مردم شریف ایران را هر روز گرفتارتر از دیروز ساخته و کشور را دچار بحران‌های عمیق و پی‌درپی کرده است. اما متأسفانه در اغلب موارد، این هشدارها با سکوت، بی‌اعتنایی و یا انکار مواجه شده است.

اکنون پرسش اساسی این است: مسئول این وقایع نابسامان وویرانگر کیست؟ و تا چه اندازه مردم نجیب ایران باید هزینه بی‌تدبیری هاو بی‌لیاقتی ها را بپردازند و با صبر و نجابت، این وضعیت را تحمل کنند؟

این‌جانب در آخرین نامه‌ای که در دی‌ماه ۱۴۰۴ به ریاست محترم جمهوری نوشتم، صراحتاً هشدار دادم که:مشکلات وتورم کمرشکن وتهدیدهای بیگانه اوضاع را از کنترل خارج می‌سازد، وباصراحت نوشتم کشور در آستانه فروپاشی قرار دارد وراهکار هم دادم.

لیکن مع‌الأسف، در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، از یک‌سو عده‌ای معدود و احتمالاً خائن و فرصت‌طلب،ووابستکان به موسادوداعشی به دنبال سوءاستفاده از شرایط بودند و از سوی دیگر، اقدامات بخشی از نیروهای انتظامی و امنیتی، منجر به کشته‌شدن هزاران انسان بی‌گناه و مظلوم شد. ما شاهد جان‌باختن جمع زیادی از شهروندان بودیم که اکثراً زیر بار فشارهای اجتماعی، اقتصادی و روانی امروز ایران، دیگر توان ادامه حیات آبرومندانه را نداشتند و از وضع موجود به ستوه آمده بودند و در نهایت، کشته و مجروح شدند: «بِأَیِّ ذَنبٍ قُتِلَت».

امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام که الگو و قائد ماست، آن‌گاه که شنید خلخالی از پای زن یهودی در قلمرو حکومتش کشیده‌اند، فرمود: اگر مسلمانی از این غصه بمیرد، بر او ملامتی نیست. اکنون که هزاران دختر و پسر، زن و مرد شهروند و حتی نیروهای نظامی و امنیتی بی‌گناه وبعضی‌اطفال خردسال کشته ویادرآتش سوخته وجان باختنه اند،یا مجروح شده‌اند، آیا مرگ بر ما روا نیست؟ آیا شرافت، انسانیت، دیانت و اخلاق به ما اجازه می‌دهد که تنها نظاره‌گر باشیم و سکوت کنیم؟

بی‌تردید، آنان که با قصد تروریستی، مردم بی‌گناه یا نیروهای امنیتی را به قتل رسانده‌،وبه مساجد و حسینیه‌ها واموال عمومی خسارت زده‌ و به قرآن کریم بی احترامی کرده اند، از هر دسته و گروهی بوده اند، باید محاکمه شوندوبه مجازات شدیدبرسند. اما آیا این کافی است؟ آیا صدای آنان که با اعتراض به خیابان آمدند و در خون غلطیدند، شنیده شده است؟ یا باز هم «در بر همان پاشنه سابق می‌چرخد»؟

آیا آنان که با تصمیم‌های نادرست، بر طبل تحریم کوبیدند و ایران را به یکی از فقیرترین کشورها با بی‌ارزش‌ترین ارزهای دنیا تبدیل کردند و اقتصاد کشور را به ورطه ناترازی، فروپاشی و نابودی کشاندند، پاسخگو خواهند بود؟

آیا آنان که وضعیت امنیتی کشور را به جایی رسانده‌اند که عوامل اسرائیل و آمریکا در کشور جولان می‌دهند، و چند ماه پیش سرداران و نخبگان این سرزمین راترور کردند، نباید پاسخگو باشند؟ مگر ادعای ما در این سال‌ها این نبود که اگر چیزی نداریم، لااقل امنیت داریم! امروز آن امنیت ادعایی کجاست؟

آیا آنان که چنان یأس و ناامیدی به جوانان و نوجوانان تزریق کرده‌اند که از حجاب،از روحانیت و حتی از دین، اخلاق و ارزش‌ها بریده‌اند و به هر فراخوانی پاسخ می‌دهند، نباید مورد بازخواست قرار گیرند؟

به راستی ما آنچه را باید می‌گفتیم، بارها و بارها گوشزد کردیم. و مکرر گفتیم، نظام اسلامی و شیعی ـ که ما مدافع آن بودیم، برای آن زندان رفتیم و برای حفظش تلاش کردیم ـاگر به ورطه نابودی کشانده شود، مسئولیت آن بر عهده همه کسانی است که این تذکرات را نادیده گرفتند و جاهلانه یا خائنانه، مسیر خطا را ادامه دادند.

امروز که وضعیت جامعه چنین است و سایه شوم جنگ از آمریکا واسرائیل جنایتکار بر سر کشور سنگینی می‌کند، شاید تکرار مطالبات بیهوده یا دیرهنگام به نظرمی آید؛ با این حال، از باب امر به معروف و نهی از منکر و نصیحة لائمة المسلمین، بار دیگر می‌نویسم و می‌گویم؛ شاید گوش شنوا و اثرگزار باشد:

۱. فضای کشور را بازتر کنید؛ بارهاگفته ام بازهم میگویم ،زندانیان سیاسی را آزاد کنید؛ احزاب و مطبوعات مستقل را به رسمیت بشناسید؛ از محاکمه، مصادره و اعدام بدون طی روند عادلانه قضایی وبدون وکیل جلوگیری کنید وهر روز برای دستگیری افرادی که گناهی جز شعاردادن درخیابان ها نداشته اند خودداری کنید، بگذارید سایه جنگ واضطراب از کشور برداشته شود، و اجازه دهید مردم، نخبگان و کارشناسان دلسوز سخن بگویند و راهکار ارائه دهند.

۲. برای اقتصاد کشور تدبیری جدی بیندیشید؛ رانت‌خواران، سهمیه‌بگیران، مفسدان اقتصادی ، و غارتگران بیت‌المال را ـ در هر لباس و منصب و موقعیتی که هستند ـ عزل و محاکمه کنید و با بهره‌گیری از عقلای اقتصادی و کارشناسان مستقل و باسواد، فکری فوری برای معیشت مردم، به‌ویژه محرومان، بیندیشید.

۳. امروز دیگر اصلاح قانون اساسی و برگزاری همه‌پرسی اگردیرنشده باشدامری ضروری است تا از بن‌بست‌های ساختاری عبور شود؛ انتخابات آزاد و واقعی برگزار کنید؛ نظارت‌های سلیقه‌ای و تنگ‌نظرانه را حذف نمایید؛ از نخبگان، دلسوزان و منتقدان دلجویی کنید و افراد نالایق، متملق، فرصت‌طلب، فرسوده و سالمند بی خاصیت را از مناصب حساس کنار بگذارید و میدان را برای افراد عاقل و باتدبیر باز کنید.

4. فیلترینگ و محدودیت‌های اینترنت را بردارید. امروز عصر سانسور و اختناق گذشته است. قطع ارتباطات و اینترنت ـ به تصریح کارشناسان ـ روزانه هزاران میلیارد تومان به اقتصاد کشور خسارت می‌زند، و ارتباطات علمی و اقتصادی بین‌المللی را مختل می‌کند و جامعه را دچار انزوا و افسردگی می‌سازد. بدانید اگر ارتباط جوانان، نخبگان و بازرگانان را قطع کنید، دنیا دیر یا زود با روش‌های دیگر این محدودیت را دور خواهد زد.

5. مشاوان نادان، خائن و فرصت‌طلب را از خود دور کنید. آنان که امروز شما را به بگیروبه بندها واعدام و قطع ارتباطات بیشتر تشویق می‌کنند، خیر و صلاح شما، حکومت و ایران را نمی‌خواهند و کشور را به نقطه‌ای خواهند رساند که دیگر راه بازگشتی باقی نماند.

خداوند متعال شاهد است که من در سن هشتاد وچند سالگی، نه چیزی برای از دست دادن دارم و نه حسرتی برای به دست آوردن. اگر سخن می‌گویم، از سر درد مردم و خیرخواهی است، نه انگیزه‌ای شخصی. باور دارم که با عقلانیت، مدارا، بازگشت صادقانه به دین و اخلاق، روی‌آوردن به مردم و اصلاح ساختار حکمرانی، هنوز هم می‌توان آینده‌ای روشن و شایسته برای ایران و ایرانیان رقم زد. و السلام علی من اتبع الهدی

حوره علمیه قم
سید اصغر ناظم زاده قمی
۷ بهمن ۱۴۰۴